سیدمحمدرضا هاشمی زاده (متولد 1330 خورموج) ـ دبیر بازنشسته آموزش و پرورش ـ نویسنده، پژوهشگر و شاعری توانا در سرودن اشعار دینی، حماسی، اخلاقی و... به زبان و گویش محلی (منطقه دشتی) و غیرمحلی می باشد.
جهت مشاهده یکی از اشعار زیبای ایشان در وصف منطقه و مردم جنوب، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید!

| گر خدا ما را ز خوبی آفرید |
سخت جانیم و جنوبی آفرید |
| قسمت ما شرجی و گرمای سخت |
اوج کم آبی و فصلی بی درخت |
| برق هم می آید اما دیر دیر |
زندگی یعنی بمان اما بمیر |
| می رود یا زود زود این آب هم |
می پرد از کله ما خواب هم |
| در حقیقت در جهنم زنده ایم |
با چنین وضعی در عالم زنده ایم |
| با هزاران چاههای نفت و گاز |
مردمی محروم با صد سوز و ساز |
| اینهمه بیکار روی دستمان |
نیستی گل کرده اندر هستمان |
| تا به پنجه گاه گرما می رود |
ظهرها جان از تن ما می رود |
| روز و شب گرمیم از تش بادها |
سرد سردیم از خراب آبا دها |
| کاش می آمد در این گرما کسی |
تا ببیند اوج درد بی کسی |
| سینه ها از درد و از غم پر شده |
نان مردم این همه آجر شده |
کو عروسی ها و نی انبانمان
|
پر شده حالا ز غم انبانمان |
| سفره ها حتی ز نان خالی شدند |
قلب های مهربان خالی شدند |
| در جگرها آتشی افروخته |
چیست دلها سنگ هایی سوخته |
| عشق کو، آزادگی هامان چه شد |
آشنایان، سادگی هامان چه شد |
| در دل سبزینه ی اردیبهشت |
بهر ما پاییز حسرت را نوشت |
| خوش به حال مردم بالانشین |
فارغند از این هوای آتشین |
| لااقل گر برقشان هم می رود |
آبشان شیرین و هم کم می رود
|
| داغ گرما داغ اینسان زیستن |
قسمت ما شد پریشان زیستن |
جهت مشاهده مابقی اشعار این ادیب بزرگوار و شاعر توانای منطقه دشتی، می توانید به آدرس ذیل مراجعه فرمایید:
http://sheredashti.blogfa.com
(با آرزوی سلامتی و طول عمر با عزت برای ایشان)